سيد محمد حسن بني هاشمي خميني
533
توضيح المسائل مراجع ( فارسي )
مىشود ، يعنى مىتواند آن زن را دوباره عقد نمايد : اوّل : شوهرِ دوم بالغ باشد . دوم : آن كه عقد شوهر دوم هميشگى باشد و اگر مثلًا يك ماهه يا يك ساله او را صيغه كند ، بعد از آن كه از او جدا شد ، شوهر اوّل نمىتواند او را عقد كند سوم : شوهر دوم از جلو با او نزديكى و دخول كرده باشد به نحوى كه هر دو لذّت برده باشند . چهارم : شوهر دوم طلاقش دهد يا بميرد . پنجم : عدهء طلاق يا عدهء وفات شوهر دوم تمام شود . بهجت : مسأله اگر زنى را دوبار طلاق داد و بعد از طلاق دوباره رجوع كرد يا عقد مجدّد نمود و يا بعد از يك طلاق رجوع و بعد از طلاق ديگر او را عقد كرد ، در هر صورت بعد از طلاق سوم ، آن زن بر او حرام مىشود ؛ ولى اگر زن بعد از طلاق سوم به مرد ديگرى شوهر كند ، با شرايط ذيل به شوهر اوّل حلال مىشود يعنى شوهر اوّل مىتواند دوباره او را عقد نمايد : ( 1 شوهر دوم بايد بالغ باشد . ( 2 شوهر دوم از جلو با او نزديكى كند كه موجب غسل باشد ، و بنا بر أحوط بايد انزال شود . ( 3 عقد شوهر دوم دائمى باشد . 4 شوهر دوم طلاقش بدهد يا بميرد . ( 5 عدّهء طلاق يا وفات شوهر دوم تمام شود . مكارم : مسأله هرگاه همسرش را دوبار طلاق دهد بعد عقدش كند و يا به او رجوع كند ( و بنا بر احتياط واجب در هر بار نزديكى نمايد و بعد از ديدن حيض و پاك شدن او را طلاق دهد ) در مرتبه سوم كه او را طلاق داد آن زن بر او حرام مىشود و تنها در صورتى بر او حلال خواهد شد كه بعد از گذشتن عدّه به عقد دائم شوهر ديگرى درآيد و با او نزديكى كند ، سپس او را طلاق دهد ، بعد از عدّهء شوهرِ اوّل ، مىتواند با او ازدواج كند . طلاق خُلْع مسأله 2528 طلاق زنى را كه به شوهرش مايل نيست ( 1 ) و مهر يا مال ديگر خود را به او مىبخشد كه طلاقش دهد " طلاق خلع " گويند ( 2 ) ) * ( 1 ) سيستانى : و از او كراهت دارد . . اراكى : طلاق زنى كه از شوهرش بسيار بدش مىآيد به نحوى كه ترس از ارتكاب گناه و نافرمانى خداوند دارد . . ( 2 ) سيستانى : [ و ] در طلاق خلع معتبر است كه كراهت زن از شوهرش به حدّى باشد كه او را به مراعات ننمودن حقوق زناشويى تهديد نمايد . مكارم : مسأله زنى كه مايل نيست با شوهرش زندگى كند و بيم آن مىرود كه ادامه همسرى آنها باعث گناه شود مىتواند مهر خود ، يا مال ديگرى را به او ببخشد كه طلاقش دهد ، اين را " طلاق خلع " گويند . فاضل : مسأله طلاق خلع آن است كه زن به هر علَّتى نخواهد با شوهرش به زندگى ادامه دهد و شوهر هم مايل به طلاق دادن او نباشد ، ولى زن براى راضى كردن او به طلاق مقدارى مال به او بدهد تا راضى شود او را طلاق دهد . آنچه زن به شوهر مىدهد تا او را راضى به طلاق كند ،